هیچ شعر و مرثیه ای بهتر از این شعر سعدی نمیتونه لحظات وداع امام حسین با علی اکبر رو توصیف کنه. پسر راهی میدان میشود و پدر ایستاده و به قامت رعنای او مینگرد. اشک در دیدگان پدر حلقه میزند. او میداند که تا دقایقی دیگر بدن پاره پاره فرزند در زیر سم اسبان لگد مال میشود. اما و اراده الهی اینگونه است که پدر شاهد شهادت تمام عزیزان خود باشد

ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می​رود
وان دل که با خود داشتم با دلستانم میرود

نظاره بر رفتن فرزند به آغوش شهادت از جان دادن برای پدر سختتر است. آنهم فرزندی که به گفته امام حسین علیه السلام شبیه ترین مردم زمان خود به پیامبر (ص) بود

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

پس از مدتی مبارزه فرزند به سوی پدر باز میگردد و اظهار تشنگی میکند. اما

تشنه ام اما نه بر اب فرات
تشنه ام من تشنه آب حیات